تبليغاتX
مهندس میرحسین موسوی
مهندس میرحسین موسوی
ستاد دانشجویی دعوت از مهندس میرحسین موسوی
شکوهی: دعوت از میرحسین موسوی نشان از یک نیاز اجتماعی دارد
ميرحسين موسوي به عنوان يك نيروي انقلابي مدافع ارزش‌هاي خط امام، با همه دلسوزان كشور همنواست كه مشاركت حداكثري مردم، توطئه‌هاي خارجي را بي‌اثر مي‌كند در حالي كه با وجود تعدد و تكثر نامزدها، هنوز بستر بانشاط سياسي در انتخابات ايجاد نشده است و شور مشاركت در ميان مردم مشاهده نمي‌شود


طرح ديرهنگام احتمال كانديداتوري مهندس موسوي پيش از آغاز ثبت‌نام كانديداهاي رياست‌جمهوري، با واكنش‌هاي متفاوتي روبه‌رو شد. محور شدن عده‌اي از چهره‌هاي غيرسياسي و همراهي خاتمي با اين دعوت، تفاوت‌هاي دعوت تازه از آخرين نخست‌وزير ايران بود. «بازتاب» در اين رابطه گفت‌وگويي با علي شكوهي، نويسنده، روزنامه‌نگار و تحليلگر سياسي انجام داده است.

بازتاب: آقاي شكوهي، پس از حدود هفت ماه از اعلام انصراف مهندس موسوي از كانديداتوري رياست‌جمهوري در مهر ماه گذشته، بار ديگر بحث حضور ايشان در انتخابات مطرح شده است. با توجه به تشابه شرايط فعلي با فضاي پيش از دوم خرداد، حضور مهندس موسوي را در انتخابات پيش رو تا چه اندازه جدي ارزيابي مي‌كنيد؟
شكوهي: فضاي سياسي و انتخاباتي كشور، چندان تشابهي با فضاي قبل از دوم خرداد ندارد. در انتخابات دوم خرداد، همه جناح‌هاي سياسي كشور از ماه‌ها قبل، نامزد واحد و مورد قبول جناح خود را به مردم معرفي كرده بودند، اما اينك در تمام طيف‌هاي سياسي، شاهد تعدد نامزدها هستيم و بعيد است كه به وحدت برسند. مطرح شدن نام مهندس موسوي در روزهاي اخير هم، عمدتا براي ايجاد وحدت در يك طيف سياسي و پايان دادن به تكثر و تعدد نامزدها در جبهه اصلاح‌طلبان و اجماع احتمالي بر روي ايشان صورت مي‌گيرد. اگر فضاي كنوني با فضاي پيش از دوم خرداد مشابه بود، اينك نبايد بار ديگر به سراغ موسوي مي‌رفتند و براي به صحنه آوردن ايشان، تلاش مي‌كردند.
در سال 75 ميرحسين موسوي، نامزدي رياست‌جمهوري را نپذيرفت و حاميان وي به سراغ خاتمي رفتند و گرد او جمع شدند. در انتخابات كنوني، ابتدا در تابستان سال گذشته ميرحسين موسوي مطرح شد، ولي باز هم نامزدي انتخابات را نپذيرفت، اما حاميان وي دچار تفرقه شدند و به سراغ افراد متعددي رفتند. اينك از موسوي دعوت مي‌شود تا امكان ايجاد وحدت فراهم شود. دقيقا به همين دليل، احتمال حضور ميرحسين موسوي در اين انتخابات را بايد جدي‌تر از گذشته دانست.


مسئله ديگر، برخورداري دولت موسوي از حمايت‌هاي ويژه حضرت امام(ره) در شرايط جنگي بود. قطعا حمايت‌هاي گسترده امام در ميزان موفقيت دولت وي مؤثر بود، اما در سال 76 و در شرايط غيرجنگي، حمايت رهبري از دولت، صرفا مي‌توانست در حد متعارف باشد و نه خاص و ويژه. به اين نكته هم توجه كنيد كه ميرحسين موسوي در هنگام نخست‌وزيري، در برخي زمينه‌ها با رئيس‌جمهور وقت، اختلاف‌نظر داشت

بازتاب:
اما اين دعوت دوباره، با هيچ نشانه مثبتي از سوي مهندس موسوي همراه نشده است. آيا فكر نمي‌كنيد به همان دلايلي كه ايشان در دوم خرداد، كانديداتوري را نپذيرفتند، اين بار نيز سكوت كرده‌اند؛ به بياني ديگر، علل عدم پذيرش كانديداتوري توسط مهندس موسوي را در دوم خرداد در چه مي‌بينيد و آيا اين علت‌ها هنوز هم به قوت خود باقي است؟
شكوهي: ميرحسين موسوي در دوم خرداد به چند دليل، نامزدي رياست‌جمهوري را نپذيرفت كه به بعضي از آنها اشاره مي‌كنم.
اصلي‌ترين دليل ميرحسين موسوي براي نيامدن، انتظارات بسيار بالاي مردم از وي بود. در سال 75، پيامد تورمي سياست‌هاي اقتصادي دولت هاشمي، خود را نشان داد، به گونه‌اي كه غالب مردم، حسرت رفاه نسبي و عدالت توزيعي دولت موسوي، آن هم در سال‌هاي جنگ تحميلي را مي‌كشيدند. طرح نام ميرحسين موسوي در اين زمان با اين توقع همراه بود كه موسوي، مي‌تواند شرايط آن سال‌ها را دوباره بازگرداند و از شكاف طبقاتي بكاهد و وضعيت اقتصادي را قابل تحمل كند. موسوي مي‌دانست كه پس از هشت سال و با وجود اجراي سياست‌هاي اقتصادي دولت هاشمي، برآوردن اين توقعات و انتظارات تقريبا ناشدني است.
مسئله ديگر، برخورداري دولت موسوي از حمايت‌هاي ويژه حضرت امام(ره) در شرايط جنگي بود. قطعا حمايت‌هاي گسترده امام در ميزان موفقيت دولت وي مؤثر بود، اما در سال 76 و در شرايط غيرجنگي، حمايت رهبري از دولت، صرفا مي‌توانست در حد متعارف باشد و نه خاص و ويژه. به اين نكته هم توجه كنيد كه ميرحسين موسوي در هنگام نخست‌وزيري، در برخي زمينه‌ها با رئيس‌جمهور وقت، اختلاف‌نظر داشت و اينك كه رهبري نظام بر عهده ايشان قرار گرفته بود، موسوي نمي‌توانست به صورت جدي انتظار حمايت‌هاي ويژه داشته باشد.
نكته سوم، به فضاي روي كار آمدن موسوي مربوط مي‌شد. ميرحسين در سال 60، تقريبا با اجماع نيروهاي انقلاب به نخست‌وزيري رسيد و مورد حمايت همگان بود. هرچند بعدها بسياري از نهادهاي روحانيت همچون «جامعه روحانيت» و «جامعه مدرسين» به طيف مخالفان و دست‌كم منتقدان او پيوستند، اما موسوي در شرايط رقابت با آنان نخست‌وزير نشده بود اما در سال 76، وي بايد از همان ابتدا در رقابت با كانديداي مورد حمايت اين گروه‌ها به قدرت مي‌رسيد كه با فرض قوي پيروزي، بعدها مي‌توانست مشكلات زيادي بروز كند و موسوي اين تقابل را به صلاح كشور نمي‌دانست. بعدها آقاي خاتمي با اين مشكلات مواجه شد.
در نهايت اين‌كه، ميرحسين موسوي در آن مقطع، بر اين باور بود كه با توجه به وضعيت كشور و سياست‌هاي اقتصادي هاشمي رفسنجاني، كار خاصي نمي‌توان كرد و اگر هنر داشته باشيم، تنها مي‌توانيم پروژه‌هاي نيمه‌تمام دولت قبلي را به پايان ببريم و نمي‌توانيم تغيير اساسي در ساختارها و روند اقتصادي كشور ايجاد كنيم. به گمان من، تمام دلايل فوق همچنان موضوعيت دارند و اگر زمينه‌‌ها و دلايل تازه‌اي براي حضور موسوي ظهور نكند، باز هم او از پذيرش كانديداتوري رياست‌جمهوري طفره خواهد رفت؛ البته شخصا فكر مي‌كنم، دلايل تازه‌اي ظهور كرده‌اند.


مهم‌ترين دليل، انگيزه موسوي براي رفع تهديد خارجي، حفظ جريان اصلاح‌طلب در قدرت و تداوم بخشيدن به روند اصلاحات است. ميرحسين موسوي به عنوان يك نيروي انقلابي مدافع ارزش‌هاي خط امام، با همه دلسوزان كشور همنواست كه مشاركت حداكثري مردم، توطئه‌هاي خارجي را بي‌اثر مي‌كند در حالي كه با وجود تعدد و تكثر نامزدها، هنوز بستر بانشاط سياسي در انتخابات ايجاد نشده است و شور مشاركت در ميان مردم مشاهده نمي‌شود.

بازتاب:
اين دلايل تازه چه مي‌تواند باشد؟
شكوهي: مهم‌ترين دليل، انگيزه موسوي براي رفع تهديد خارجي، حفظ جريان اصلاح‌طلب در قدرت و تداوم بخشيدن به روند اصلاحات است. ميرحسين موسوي به عنوان يك نيروي انقلابي مدافع ارزش‌هاي خط امام، با همه دلسوزان كشور همنواست كه مشاركت حداكثري مردم، توطئه‌هاي خارجي را بي‌اثر مي‌كند در حالي كه با وجود تعدد و تكثر نامزدها، هنوز بستر بانشاط سياسي در انتخابات ايجاد نشده است و شور مشاركت در ميان مردم مشاهده نمي‌شود. طبعا اگر مشخص شود كه ميرحسين موسوي با كانديداتوري مي‌تواند اين فضاي مناسب را پديد آورد، وي نمي‌تواند حضور خود در انتخابات را جدي نگيرد.
به علاوه وي همچون بسياري ديگر، يكدست شدن حكومت و كاهش شأن و جايگاه رياست‌جمهوري را به زيان كليت نظام و مردم‌سالاري ديني مي‌داند و در حاشيه قرار گرفتن طيف بزرگي از نيروهاي انقلاب را برنمي‌تابد. براي حفظ كثرت سياسي در حكومت و كاهش احتمال بروز گونه‌اي استبداد داخلي و براي در صحنه نگه داشتن جريان اصلاح‌طلب، موسوي مي‌تواند تنها گزينه احتمالا موفق باشد و از جمله، اختلاف موجود ميان اصلاح‌طلبان را به وفاق تبديل كند. بايد در نظر گرفت كه ميرحسين موسوي مي‌تواند، حتي آراي جمع بزرگي از نيروهاي منتقد دولت خاتمي را نيز به دست آورد و حتي در صورت حضور،‌ آراي جمع زيادي از اصولگرايان را هم جذب خواهد كرد.
از سوي ديگر، وي با تكيه بر تجارب دولت‌هاي پيشين و شناختي كه از فضاي سياسي و فرهنگي كشور و جامعه دارد، مي‌تواند در مسير تكامل حركت اصلاح‌طلبانه موجود حركت كند و به جاي مأيوس شدن كامل مردم از اصلاحات و نيروهاي اصلاح‌طلب، اميدواري به اصلاح‌طلبان را در ميان مردم افزايش دهد. قطعا نگاه اصلاح‌طلبانه ميرحسين موسوي به خاتمي، نزديك است و او نيز به ايجاد تحولات منطقي و معقول در سازوكار حكومت مي‌انديشد، ولي با توجه به رويكرد اقتصادي موسوي در گذشته و تأكيدش بر عدالت اجتماعي، وي مي‌تواند با نگاه اصلاح‌طلبانه رهبري نيز همراه شود و به تقويت جايگاه اصلاح‌طلبان انقلابي در درون جبهه انقلاب بپردازد و بر محبوبيت مردمي آنان بيفزايد.
به گمان بنده، اين واقعيت‌ها و مشخصا، مأيوس شدن نيروهاي موسوم به چپ از يافتن فرد و چهره مورد توافق، وضعيت تازه‌اي را به وجود آورده كه موسوي را به بررسي‌ جدي‌تر نامزدي رياست‌جمهوري، وا مي‌دارد.


در اين سال‌ها، موسوي به تعبير خودش، تلاش كرد كه در بازار مسگرهاي سياسي ـ كه همه بر مس مواضع خود مي‌كوبند و سخن‌ها يا شنيده نمي‌شوند يا بد فهميده مي‌شوند ـ عمدتا سكوت كند و از اظهارنظر علني جز در مواردي خاص، بپرهيزد.

بازتاب:
اما تا چه اندازه تصويري كه در ذهن شما و افكار عمومي از مهندس موسوي وجود دارد، با شرايط فعلي وي تطبيق مي‌كند، با توجه به آن‌كه پس از گذشت حدود دو ماه از طرح كانديداتوري مهندس موسوي،‌ وي هنوز هيچ‌ اظهارنظري راجع به موضوعات جديد نكرده است؟
شكوهي: متأسفانه، اين اشكال وارد است كه تصوير موجود از ميرحسين موسوي در جامعه، به گذشته مربوط است و براي بسياري معلوم نيست كه موسوي سال 84 چه تفاوت‌ها و شباهت‌هايي با موسوي دهه 60 دارد. حتي بسياري از نخبگان سياسي جامعه هم از اين نظر در حد مردم عادي هستند و از مواضع كنوني موسوي، شناخت دقيق و درستي ندارند. اين امر، اولا به روحيه و شخصيت موسوي بازمي‌گردد كه شخصا اهل جنجال و مطرح كردن خود نيست و ثانيا؛ به مصلحت‌انديشي‌ وي برمي‌گردد كه طرح بسياري از ديدگاه‌ها و نظريات خود را به مصلحت نمي‌داند و ترجيح مي‌دهد، ديدگاه‌هاي خود را عمدتا به صورت خصوصي براي مقامات عالي كشور ارائه كند. البته وي چندين بار ديدگاه‌هاي خود را در زمينه برخي موضوعات مطرح كرد كه واكنش‌هاي مثبت و منفي متفاوتي را نيز به همراه داشت. در اين سال‌ها، موسوي به تعبير خودش، تلاش كرد كه در بازار مسگرهاي سياسي ـ كه همه بر مس مواضع خود مي‌كوبند و سخن‌ها يا شنيده نمي‌شوند يا بد فهميده مي‌شوند ـ عمدتا سكوت كند و از اظهارنظر علني جز در مواردي خاص، بپرهيزد.
البته اين روند نمي‌تواند ادامه يابد و با جدي‌تر شدن نامزدي وي، چاره‌اي جز طرح مواضع و ارائه برنامه‌ها باقي نمي‌ماند. در آن صورت، مواضع وي بهتر شناخته خواهد شد. اين وضعيت مبهم، با توجه به تصوير مثبتي كه از موسوي در گذشته در اذهان مردم وجود دارد، مي‌تواند به سود وي عمل كند و رأي بالايي را در انتخابات براي وي به همراه آورد. در عين حال، سكوت شانزده ساله وي، شخصيت موسوي را براي جمعيت بزرگي از كشور كه در اين سال‌ها به سن رأي دادن رسيده‌اند، ناشناخته نگه داشته است.

بازتاب:
تحليل‌هاي ديگري از علت مطرح شدن مجدد نام ميرحسين موسوي وجود دارد كه با جدي بودن كانديداتوري وي منافات دارد. مثلا برخي معتقدند، با مطرح شدن نامزدي ميرحسين موسوي، احتمال به صحنه آمدن هاشمي رفسنجاني كاهش مي‌يابد و هدف هم همين است، عده‌اي بر اين باورند كه فعلا قصد تثبيت محبوبيت موسوي در دستور كار است تا بعدا از اين محبوبيت به نفع كروبي استفاده شود. حتي برخي معتقدند كه اين بازي را طرفداران معين راه انداخته‌اند تا در صورت ردصلاحيت وي، بهانه براي تحريم انتخابات فراهم شود، زيرا موسوي هم به دليل تأمين نشدن شرايطش، به صحنه نخواهد آمد و اين به صحنه نيامدن به سود تحريم تمام خواهد شد. نظر شما در اين‌باره چيست؟
شكوهي: من چندان نظر موافقي با اين تحليل ندارم. مطرح شدن دوباره نام ميرحسين موسوي، از يك نياز واقعي در جامعه حكايت مي‌كند. درواقع، به رغم تكثر نامزدهاي مطرح جناح‌ها، هنوز تنوع جدي پديد نيامده و جاي تنوع بيشتر هم وجود دارد. همچنين هنوز كسي در ميان نامزدها حضور ندارد كه سابقه و شأن و جايگاه وي در ميان مردم، باعث ايجاد شور و شوق وسيع انتخاباتي شود و نوعي وفاق سياسي گسترده را پيرامون وي پديد آورد. در گفت‌وگو با غالب مردم، احساس نياز به حضور چنين چهره‌اي را مي‌توان مشاهده كرد.
البته شخصا موافق اين‌گونه احساسات پوپوليستي نيستم و نتيجه آن را حتي با انتخاب موسوي به رياست‌جمهوري، مثبت ارزيابي نمي‌كنم، اما به عنوان يك واقعيت اجتماعي، انكارشدني نيست؛ بنابراين، معتقدم كه ممكن است، بار ديگر با اعلام موضع رسمي ميرحسين موسوي، دعوت از وي براي شركت در انتخابات با شكست روبه‌رو شود، اما اصل قضيه، جدي‌تر از گذشته است و در صورت فراهم شدن شرايط، احتمال به صحنه آمدن موسوي زياد است.


به نظر من، ميرحسين موسوي، تنها در شرايطي كانديدا خواهد شد كه از قبل، نظر موافق و حتي نظر مثبت و همراه با حمايت رهبري را جلب كرده باشد و درواقع، معلوم شده باشد كه نه تنها اقشار گوناگون مردم و گروه‌ها و احزاب، بلكه رهبري نيز به ضرورت حضور موسوي در پست رياست‌جمهوري در اين شرايط، باور دارند. موسوي مي‌داند كه مطابق ساختار قانون اساسي، بدون حمايت رهبري، كار جدي نمي‌توان كرد و مي‌خواهد از پيش اين حمايت را به همراه داشته باشد.

بازتاب:
اشاره‌اي به اختلاف ايشان با رهبر انقلاب در گذشته كرديد. همچنين گفته شده كه موسوي براي كانديدا شدن دو پيش‌شرط مشخص ارائه كرده است كه هر دو به حيطه رهبري مربوط مي‌شوند. با وجود اين، موسوي چگونه مي‌تواند روابطش را با رهبري تنظيم كند كه مشكل‌ساز نباشد؟
شكوهي: به نظر من، ميرحسين موسوي، تنها در شرايطي كانديدا خواهد شد كه از قبل، نظر موافق و حتي نظر مثبت و همراه با حمايت رهبري را جلب كرده باشد و درواقع، معلوم شده باشد كه نه تنها اقشار گوناگون مردم و گروه‌ها و احزاب، بلكه رهبري نيز به ضرورت حضور موسوي در پست رياست‌جمهوري در اين شرايط، باور دارند. موسوي مي‌داند كه مطابق ساختار قانون اساسي، بدون حمايت رهبري، كار جدي نمي‌توان كرد و مي‌خواهد از پيش اين حمايت را به همراه داشته باشد. اختلافات گذشته نخست‌وزير و رئيس‌جمهوري، چندان شخصي نبوده و عمدتا به ساختار قانون اساسي سابق برمي‌گشت و اكنون مي‌تواند موضوعيت نداشته باشد اما تعيين پيش‌شرط از سوي موسوي ـ با فرض صحت ـ تأثير خوبي بر تعامل رئيس‌جمهور آينده و رهبري نخواهد داشت. شخصا با موسوي موافقم كه دولت، هم مي‌تواند يك شبكه تلويزيوني داشته باشد و هم مسئوليت نيروي انتظامي ـ مشابه دوران حضرت امام ـ مي‌تواند به دولت سپرده شود، اما طرح اين مسئله را به عنوان دو شرط براي حضور وي، مناسب نمي‌دانم. با شناختي كه از مواضع رهبري وجود دارد، ممكن است در آينده ايشان در يك بستر تفاهم و همكاري و حمايت از دولت، اين درخواست‌ها را پاسخ دهند، اما قطعا به عنوان پيش‌شرط نخواهند پذيرفت تا اساسا اين روش، باب نشود و چنين سنتي، رواج نيابد. البته به گمان بنده، ميرحسين موسوي، شخصا چنين شرايطي را ارائه نكرده و اين امر از سخنان وي درباره بسترهاي موفقيت دولت، از سوي ديگران استنتاج و بيان شده است. فكر مي‌كنم، موسوي، مرد شرايط خاص و هنگامه تفاهم ملي است، نه مرد سياسي متعارف و تا هنگامي كه آن وضعيت ايجاد نشود و همه، از جمله رهبري به ضرورت حضور وي در صحنه انتخابات رياست‌جمهوري نرسند، تمايلي به نامزدي نشان نخواهد داد و طبعا اگر اين شرايط و بسترها فراهم و او رئيس‌جمهور شود، مشكلي در تعامل با رهبري نخواهد داشت.

بازتاب:
آيا اين عدم تمايل شخصي ميرحسين، با جدي بودن حضور وي كه قبلا گفتيد، متناقض نيست؟
شكوهي: بنده مدعي نيستم كه موسوي حتما مي‌آيد، بلكه معتقدم احتمال نامزدي وي از گذشته بيشتر شده است. وي تنها در شرايطي كه يك اجماع ملي ايجاد شود، وارد عرصه انتخابات خواهد شد و هنوز چنين اجماعي حاصل نشده است. اگر در ميان نامزدهاي كنوني، فردي چون خاتمي وجود داشت، كسي دوباره به سراغ موسوي نمي‌آمد، اما فقدان يك چهره مقبول و مورد اجماع، موجب طرح مجدد نام ميرحسين موسوي شده است. موسوي از بابت حمايت مردم، مشكلي ندارد، ولي مي‌خواهد رئيس‌جمهوري باشد كه قادر به انجام كاري بزرگ براي مردم و كشور باشد تا و اميد مردم را به يأس مبدل سازد. شانزده سال حاشيه‌نشيني نيز از وي يك تصميم‌ساز و مشاور ساخته است، تا يك تصميم‌گير و مجري و به همين دليل، نامساعد بودن بستر اجرا و تنش‌آميز بودن مناسبات رياست‌جمهوري با ديگر نهادها را تاب نمي‌آورد.


بازتاب:
آيا تصور نمي‌كنيد، يكي از دلايل حضور نيافتن مهندس موسوي در صحنه، نگراني ايشان نسبت به از دست دادن جايگاه مورد احترام و محبوب فعلي در جامعه باشد؟
شكوهي: محبوبيت ميرحسين موسوي از شخصيت، تفكر، سوابق و عمكرد وي در دوران امام(ره) حاصل شده است، نه كناره‌گيري شانزده ساله‌اش از قدرت. ميرحسين به فكر وجيه‌المله ماندن نيست، اما براي از دست دادن جايگاه و اعتبار و در عين حال مفيد نيفتادن خويش، نگران است.


بازتاب:
آيا تصور نمي‌كنيد، يكي از دلايل حضور نيافتن مهندس موسوي در صحنه، نگراني ايشان نسبت به از دست دادن جايگاه مورد احترام و محبوب فعلي در جامعه باشد، چراكه برخي مطرح مي‌كنند مهندس موسوي اكنون به دلايلي كه مهم‌ترين آنها كناره‌گيري شانزده ساله از قدرت است، به يك قهرمان سياسي تبديل شده و البته اين قهرمان، بيشتر يك قهرمان ويتريني است تا يك شخصيت در دسترس و ميان مردم و حضور مهندس موسوي در صحنه، مي‌تواند اين محبوبيت و جايگاه را با چالش جدي روبه‌رو كند. آيا شما مشخصا اين رفتار سياسي را توصيه مي‌كنيد يا هزينه كردن محبوبيت و جايگاه، به خاطر مردم؟
شكوهي: محبوبيت ميرحسين موسوي از شخصيت، تفكر، سوابق و عمكرد وي در دوران امام(ره) حاصل شده است، نه كناره‌گيري شانزده ساله‌اش از قدرت. البته اگر مانند سياستمداران ديگر در صحنه عمل اجتماعي باقي مي‌ماند، شايد اين محبوبيت كاهش مي‌يافت، ولي اكنون افزايش يافته است.
حاشيه‌نشيني ميرحسين موسوي را نبايد به خاطر حفظ وجهه و شخصيت فردي دانست، چراكه او در عمل، نشان داده كه براي خدمت به كشور و مردم، آماده است. آنچه مانع از حضور او در عرصه مديريت كلان كشور شده، تحليل و احساسي است كه وي درباره وضعيت كنوني كشور دارد و حاصل آن، نااميدي از تأثيرگذاري جدي بر وضعيت جامعه است. وي اميدوار است كه روزي، زمينه خدمت بيشتر برايش مساعد شود و با تكيه بر اجماع مردم و نخبگان، كاري بزرگ را به سامان برساند. ميرحسين به فكر وجيه‌المله ماندن نيست، اما براي از دست دادن جايگاه و اعتبار و در عين حال مفيد نيفتادن خويش، نگران است.
شخصا توصيه نمي‌كنم كه كسي اعتبار و آبرو و جايگاه خود را برتر از مردم و مصالح آنان تلقي كند و موسوي هم چنين نكرده است. آنچه مي‌توان در اين شرايط از ميرحسين انتظار داشت، آمدن به صحنه انتخابات و اميدوار كردن مردم به آينده و يك گام به پيش بردن حركت انقلابي و تكامل جنبش اصلاح‌طلبي كشور است. ميرحسين موسوي، اصلاح‌طلبي را در كنار اصولگرايي طالب است و همين امر مي‌تواند اساسي‌ترين نياز جامعه را پاسخ دهد. وي نمي‌تواند، كاري متفاوت از ديگر سياستمداران ما به انجام رساند و نبايد سطح توقعات از دولت احتمالي ميرحسين موسوي را هم بالا ببرد. وي نيز با همان مشكلات و محدوديت‌هايي روبه‌رو خواهد بود كه ديگر مديران كشور از آن رنج مي‌برند، ولي در عين حال، مي‌تواند به عنوان يك چهره بزرگ سياسي، باني مدلي از رفتار عقلاني، دين‌محور و نوانديشانه در ميان نخبگان باشد و اصلاح‌طلبان انقلابي و اصولگرا را در حكومت، نمايندگي كند.
2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1384ساعت 13:24  توسط ستاد دانشجویی  |